بیا لبخند بزنیم...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 10:59 ق.ظ - جمعه 10 مرداد 1393

 بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا...




دسته بندی : مطالب زیبا ,
 

آسمان دل...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 10:37 ب.ظ - پنجشنبه 9 مرداد 1393

باز هم آسمان دلم غم آلود است

مثل هر روز و هر ثانیه

دلم هوای تازه ای می طلبد از جنس صداقت،محبت،دوستی،مهربانی...

و دلم محتاج لبخندی آشناست

لبخندی امیدبخش...نگاهی آرام...قلبی مهربان...

ولی آه و صد هزار افسوس از این هوای خاکستری دل هایمان...سردی نگاه هایمان...

و بی مهری قلب هایمان...

افسوس...

 

*خاطره*                        




دسته بندی : دل نوشته ,
 

تو را به او می سپارم

نویسنده : محمد جواد | تاریخ : 12:55 ق.ظ - چهارشنبه 8 مرداد 1393




كاش دستانم آن قدر بزرگ بودند كه میتوانستم چرخ دنیا را به كامت بچرخانم
اما كسی را می شناسم كه بر همه چیز تواناست


تو را به او می سپارم ...



 

ارزش دارد...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 09:28 ب.ظ - سه شنبه 7 مرداد 1393

اگر یاد کسی هستیم این هنر اوست نه هنر ما...!

چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

نه برای نیاز...

نه از روی اجبار...

ونه از روی تنهایی...

فقط برای اینکه ارزشش را دارد...




دسته بندی : مطالب زیبا ,
 

تنهایی دلچسب...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 03:42 ب.ظ - سه شنبه 7 مرداد 1393

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﯽ

 

.

 

.

 

.

 

ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﺩﻟﭽﺴﺐ ﺗﺮﻣﯽ ﺷود!...

 




دسته بندی : مطالب زیبا ,
 

در زندگیتان آدمهایى هستند...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 02:38 ب.ظ - سه شنبه 7 مرداد 1393

در زندگیتان آدمهایى هستند؛

چگالى وجودشان بالاست...

افکـار ، حرف زدن، رفتـار،

محبت داشتنشان...

و هر جزئى از وجودشان امضاءدار است...

یادت نمی رود "هستن هایشان را.."

بس که حضورشـان پر رنـگ است

ردپـا حک می کنند...

اینها روى دل و جانت

این آدمها را، باید قدر بدانى...

وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهاى بى امضایى که

شیب منحنى حضورشان، همیشه ثابـت است...

 




دسته بندی : مطالب زیبا ,
 

ساده که می شوی...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 09:19 ب.ظ - دوشنبه 6 مرداد 1393

ساده که می شوی

همه چیز خوب میشود
خودت
غمت
مشکلت
غصه ات
هوای شهرت
آدمهای اطرافت
حتی دشمنت...




دسته بندی : مطالب زیبا ,
 

دو دوست...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 08:13 ب.ظ - دوشنبه 6 مرداد 1393

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.

ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.

او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»

دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند.»




دسته بندی : داستان کوتاه ,
 

زندگی زیباست ....

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 01:20 ب.ظ - دوشنبه 6 مرداد 1393

زندگی زیباست اگرچه سخت است

میدانم نمی شود معنا کرد ...

زندگی زیباست اگرچه سخت است

جاده ای است هموار ...

اگرچه پرپیچ و خم است دفتری است کوچک

اگرچه پر معناست آسمانی است آبی

اگرچه گاهی بارانی خاطراتش زیباست

اگرچه پر معماست و در آخر ...

دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد....




دسته بندی : مطالب زیبا , امید ,
 

کاش او نگیرد این نگاه......

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 12:31 ب.ظ - دوشنبه 6 مرداد 1393

تا او نگاهم می کند دنیای من زیبا می شود،

تا او نگاهم می کند آرزو هایم محقق می شود،

تا او نگاهم می کند غم های من گم می شوند حسی پر از عشق و امید در من نمایان می شود،

تا او نگاهم می کند رویای من پر ز عطر وجودش می شود،

تا او نگاهم می کند آرامشش قلبم را آرام می کند،

تا او نگاهم می کند لبخند گم شده ام پیدا می شود،

کاش این نگاه مهربان با من بماند تا ابد.......کاش او نگیرد این نگاه......

 

 

*خاطره*                  

 




دسته بندی : دل نوشته ,
 

آدم های خوب و بد...

نویسنده : ستا ر ه | تاریخ : 11:37 ق.ظ - دوشنبه 6 مرداد 1393

هیچکس را در زندگیتان ملامت نکنید.

آدم های خوب برایتان شادی می آورند،

آدم های بد تجربه،

بدترین ها درس عبرت می شوند،

بهترین ها خاطره...




دسته بندی : مطالب زیبا ,
 

همین یک روز را زندگی کن...

نویسنده : محمد جواد | تاریخ : 10:10 ق.ظ - دوشنبه 6 مرداد 1393


دو روز مانده به پایان جهان ، تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است . تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود .
پریشان شد و آشفته و عصبانی ، نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد .
داد زد و بد و بیراه گفت ، خدا سكوت كرد . آسمان و زمین را به هم ریخت ، خدا سكوت كرد . جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سكوت كرد .
به پر و پای فرشته و انسان پیچید ، خدا سكوت كرد . كفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد ...


...




برچسب ها : داستان پندآموز ,
دسته بندی : داستان کوتاه ,
 

آخرین مطالب

» بی بهانه بگویید دوستت دارم ( جمعه 20 آذر 1394 )
» سرآغاز سعادت آدمی ( دوشنبه 22 تیر 1394 )
» خنده های لب پریده... ( شنبه 26 اردیبهشت 1394 )
» معجزه ای به نام آرامش ( دوشنبه 31 فروردین 1394 )
» جاده ی خیال ( جمعه 21 فروردین 1394 )
» چرا سرنوشت ؟ ( سه شنبه 18 فروردین 1394 )
» آدم هایی که دنیا رو زیبا میکنند... ( شنبه 15 فروردین 1394 )
» قلبای مهربون ( سه شنبه 4 فروردین 1394 )
» هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست... ( پنجشنبه 28 اسفند 1393 )
» لبخند ( چهارشنبه 27 اسفند 1393 )
» خوشبختی ( یکشنبه 24 اسفند 1393 )
» همیشه مهربان بمان ( یکشنبه 24 اسفند 1393 )
» همه چیز جهان تکراریست جز... ( جمعه 22 اسفند 1393 )
» لحظه ها ( جمعه 22 اسفند 1393 )
» یادآوری کن... ( چهارشنبه 20 اسفند 1393 )
 
صفحات سایت: [ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ]
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic